بیعلاقگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیتفاوتی، بیرغبتی، بیمیلی، دلزدگی، سردی ≠ علاقهمندی ۲. بیمبالاتی، سپوزهکاری، لاابالیگری، لاقیدی ۳. بیخیالی، بیغمی ۴. تنپروری ≠ مجاهدت، پویایی
بیعلاجفرهنگ مترادف و متضادبدخیم، بیدرمان، شفاناپذیر، لاعلاج، درمانناپذیر، علاجناپذیر ≠ درمانپذیر، علاجپذیر