82 مدخل
افتضاح، بدنامی، رسوایی، عار، فضاحت، فضیحت ≠ آبروداری، آبرومندی
قشقرق راه انداختن، جنجال و هیاهو کردن
بدنام، بیغیرت، بیناموس، رسوا، فرومایه، مفتضح ≠ آبرومند، آبرودار
بدنام کردن، رسوا کردن، مفتضح ساختن، بیاعتبار ساختن
ازلی، سرمدی، قدیم ≠ ابدی
۱. خشک، فاقد آب ≠ آبدار، پرآب ۲. بیطراوت ≠ باطراوت ۳. بیآبرو، بیاعتبار