چاووشفرهنگ مترادف و متضاد۱. پیشرو قافله، طلایه، نقیب قافله ۲. راهنمای زوار ۳. اشعارمذهبی ۴. حاجب، چاووشخوان، چاووشگر
جوشفرهنگ مترادف و متضاد۱. اتصال، پیوند، لحیم ۲. داغ ۳. جوشش، غلیان ۴. اوج، بحبوحه، هنگامه ۵. دانه ۶. اضطراب، شور ۷. گره ۸. آشفتگی، حرص، خودخوری، عصبانیت فوران شور