31 مدخل
شاکی، شکواگر، گلایهمند
شکایت، شکوائیه، شکوه، گلایه
۱. تراب، خاشاک، خاک، طین، غبرا ۲. جدا، زمین ۳. لای، لجن، وحل
۱. زهر، ورد ۲. داغ ≠ خار
۱. گلهمند، گلایهمند ۲. شاکی، شکواگر
شاکی، شکوهگر، گلهمند
شکایتمند، عارض، گلایهمند، گلهمند، متظلم، معترض
تظلم، تعرض، شکایت، شکوائیه، گلایه، گله، گلهمندی
۱. آزرده، رنجیده، رنجیدهخاطر ۲. گلهمند، شاکی ۳. زیادهخواه، زیادهطلب