تفرجفرهنگ مترادف و متضادپیکنیک، تفریح، تماشا، سیر، گردش، گشت، گلگشت، مشغولیت، گشتوگذار، سیروسیاحت، هواخوری
تفرج کردنفرهنگ مترادف و متضادتفریح کردن، به تماشا رفتن، سیر کردن، به گردش رفتن، به گلگشت رفتن، گردش کردن، گشتن، سیروسیاحت کردن
سبزهزارفرهنگ مترادف و متضاد۱. چمن، چمنزار ≠ خشکزار، کویر ۲. علفزار، مرغزار ۳. جولهزار ≠ خشکزار، کویر ۴. گلگشت، روضه