گذاشتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. نهادن، هشتن ۲. قراردادن، وضع کردن ۳. جادادن ۴. رها کردن، ول کردن ۵. اجازهدادن، رخصتدادن ۶. باقیگذاشتن، بجاگذاشتن
حرمت گذاشتنفرهنگ مترادف و متضادگرامی داشتن، احترام کردن، بزرگ داشتن، محترم شمردن ≠ حرمتشکنی کردن، بیاحترامی کردن
مایه گذاشتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. وقتصرف کردن، وقت گذاشتن ۲. هزینه کردن ۳. نیرو گذاشتن، انرژی صرف کردن
مایه گذاشتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. وقتصرف کردن، وقت گذاشتن ۲. هزینه کردن ۳. نیرو گذاشتن، انرژی صرف کردن