17 مدخل
عزلتنشین، گوشهگیر، معتزل، معتکف
۱. اعتزال، اعتکاف، دوری، عزلت، کنارهجویی ۲. استعفا، تقاعد
کنارهگیری کردن (ازشغل، مقام)، استعفا دادن
کنارگذاشتن، طرد کردن، راندن
استعفاکننده، کنارهگیرنده، استعفاکرده
برکناریخواهی، بیکاری، کنارهگیری
۱. بازنشستگی، کنارهگیری ≠ اشتغال ۲. تعامل ۳. توقف ۴. درنگی، سستی