کمکفرهنگ مترادف و متضاداستعانت، اعانت، امداد، حامی، دستگیری، عون، مدد، مساعدت، مظاهرت، معاضد، معاضدت، معاون، معین، مواسات، همدستی، همراهی، یار، یاری، یاور، یاوری
مدد خواستنفرهنگ مترادف و متضاداستمدادطلبیدن، کمک خواستن، امداد خواستن، یاریطلبیدن، یاری خواستن ≠ یاری بخشیدن
تعویلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اعتمادسازی ۲. اعتماد، تکیه ۳. مددخواهی، کمک خواهی ۴. زار زدن، زاریدن، زاری کردن ۵. مدد طلبیدن، کمکخواستن، یاری جستن ≠ کمک کردن، مددرساندن