11 مدخل
ارسیدوزی، کفشدوزی، کفشسازی
۱. درسی، کلاسی ۲. قدیمی، کهن
شارلاتان، قلاش، کلاهبردار، گوشبر
زبانی، کلامی ≠ کتبی
شارلاتان، کلاش، کلاهبردار
سوءاستفادهچی، تلکهکن، کلاش
ارسیدوزی، چکمهدوز، کفاشی، کفشگری