چپو شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. غارت شدن، بهتاراج رفتن، تاراج شدن، چپاول شدن، تاراجشدن، به غارت رفتن، به یغما رفتن ۲. به هدررفتن، پایمال شدن
چپو کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. غارت کردن، چپاول کردن، به یغما بردن، تاراج کردن ۲. به سرعت خوردن، زود مصرف کردن ۳. نابود کردن، از بین بردن
چپفرهنگ مترادف و متضاد۱. میسره، یسار ≠ یمین ۲. یسار ≠ میمنه ۳. کژبین ۴. چپه، واژگون ۵. احول، کاچ، کاژ، لوچ ۶. کمونیست ≠ کاپیتالیست ۷. چپدست ۸. نادرست، ناراست ≠ راست ۹. مخالف، دشمن ۱۰
چپ افتادنفرهنگ مترادف و متضاد۱. دشمنشدن ۲. دشمنی کردن، مخالفت کردن، کینهتوزشدن، خصمانه رفتار کردن ≠ همراهی کردن
چاپیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بهیغما بردن، تاراج کردن، چپاول کردن، چپو کردن، غارت کردن، لاشیدن، غارتیدن ۲. لخت کردن، دزدیدن، تالان کردن