20 مدخل
علفخوار، علفخور
۱. رنگ، فام، لون ۲. رنگ چهره، رنگ پوست
بیربط، بیمعنی، بیهوده، پوچ، چرت، لاطائل، مزخرف، مهمل، نامربوط، یاوه
چرنده، علفچر، گیاهخوار ≠ گوشتخوار
چرند، لاطائل، مزخرف، مهمل، هذیان، یاوه
چشنده
پخشوپلا، چرندوپرند، دریوری، کشکی، لاطائل، مزخرف، هجویات، هذیان
بیراه، چرند، حرفمفت، مزخرف، مهمل، یاوه، سخن بیهوده