25 مدخل
اطراف، اکناف، پیرامن، حوالی، حومه، دوروبر، گرداگرد، محیط
سالخورده، سالدیده، سالمند، کهنسال، مسن ≠ پیرزن، جوان
پرتمنا
اطراف، پیرامون، حوالی، دوروبر، گوشهوکنارهها
۱. پرتمنا، متوقع ۲. پرمدعا ≠ بیتوقع، قانع
پیرزن، عجوزه ≠ پیرمرد