41 مدخل
انحلال، پراکندگی، تفرق، تلاشی، گسیختگی ≠ انسجام
پراکنده، فروریخته، متفرق، متلاشی ≠ منسجم
آشفته، پراکنده، پریشان، متشتت، مغشوش ≠ جمعوجور، مجموع
۱. ایما، رمز ۲. مخالف
پریدن، تشنج، تیک، جستن، جنبش، جهش
پرشدن، سرشار شدن، مملو شدن، مالامال شدن، لبریز شدن، انباشته شدن
پرشدن، لبریز شدن، لبالب شدن، سرشار شدن، آکنده شدن، ممتلی شدن
افتراق، پاشیدگی، پراکندگی، تفرقه، تقسیم، جدایی، شاخه، شعبه
۱. پریدن، ۲. برجهیدن، جستن، جهیدن، ۳. وثوب ۴. تپیدن، جنبیدن ۵. شتافتن