30 مدخل
بگو، پرچانه، پرحرف، رودهدراز، وراج ≠ کمحرف، کمسخن
اعضا، عضو، کادر، کارمند
سوگوار، عزادار، ماتمزده ≠ سوری
سوگواری، عزاداری، مصیبتزدگی
پرسنل، جزو، جمعی، عضو، کادر
پرسان، پرسشگر، پرسنده، جویا، متفحص
پرستنده، عابد، مترهب، متعبد
پرسهنشینی، سوگواری، ماتمزدگی، مصیبتزدگی
پرسهنشین، داغدار، سوگوار، سوگوار، ماتمزده، ماتمزده، مصیبت