پارفرهنگ مترادف و متضاد۱. پارسال، پارینه، سالگذشته ۲. پاره، دریده، کهنه ۳. تکه، قطعه ۴. پرش، پرواز ۵. چرم
متوقف شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ایستادن، از حرکت باز ماندن، پارک شدن، راکد ماندن ۲. تعطیل شدن ۳. دچار وقفه شدن