پیشکارفرهنگ مترادف و متضادپاکار، پیشخدمت، خادم، خدمتکار، خدمتگزار، دستیار، عامل، قایممقام، کارپرداز، کارگزار، مباشر، مددکار، مشاور، معاون، نایب، وشکرده، وکیل
بااعتبارفرهنگ مترادف و متضادباارزش، پادار، صاحباعتبار، متمول، محترم، معتبر، معتمد، موثق ≠ بیآبرو، بیاعتبار، نامعتبر
ثابتفرهنگ مترادف و متضاد۱. استوار، برقرار، پابرجا، پادار، پایدار، قائم، قرص، محکم، مستقر، مقاوم ۲. باقی، دایم، لایتغیر ۳. قطعی، محرز، محقق، مدلل، مسلم، یقین ۴. واثق ۵. جایگزین ۶. بیحرک
مقاومفرهنگ مترادف و متضاد۱. استوار، بادوام، سخت، پایدار، ثابت ۲. پادار ۳. متمکن ۴. سرسخت ≠ سست، غیرمقاوم