39 مدخل
۱. دلزده، دلسرد، مایوس، واخورده ۲. مردود، مطرود، منفور، ≠ امیدوار
۱. اصل، مبنا ۲. پایه، پی، شالوده
ام، ام، مامان، مادر، ننه ≠ پدر، والد
وازده شدن، دلزده شدن، ناامید شدن، دلسرد شدن، بیرغبتشدن
بیشوق، بیمیل، وازده ≠ شوقمند، بارغبت، مایل، علاقهمند
۱. بیمیل کردن، وازده کردن، دلزده کردن ۲. خنک کردن، گرمازدایی کردن
دلسرد، مایوس، ناامید، نومید، وازده
۱. جدا، قطع، گسسته، منقطع ۲. ناامید، وازده ≠ امیدوار