12 مدخل
متجدد، نوگرا ≠ کهنهپرست، کهنهگرا، مرتجع
۱. نوخاسته، نوشکفته، نونهال ۲. جوان، نوجوان
نورسته
۱. سبلت نورسته ۲. خال، نقشونگار
۱. نوگرایی، نوآوری، نوپرستی ۲. روشنفکری ۳. تازه شدن، نو شدن
برنا، شاب، غلام، کودک، نوباوه، نوجوان، نوچه، نورسته ≠ پیر
تجددطلب، روشنفکر، نوآور، نوپرست، نوگرا ≠ کهنهگرا، متحجر