49 مدخل
بهره، ربح، سود، صرف، صرفه، فایده، منفعت ≠ خسارت، زیان، ضرر
سودپرستی، منفعتخواه، نفعطلبی
سودپرست، سودجو، نفعپرست
سودپرستی، نفعجویی، نفعطلبی
سود بردن، نفع یافتن، نتیجهگرفتن، بهره بردن، طرف بستن، استفاده کردن
سودبردن، نفع کردن، فایده بردن، سود کردن ≠ ضرر کردن، زیان کردن