7 مدخل
رستنی، روینده، گیاه، نامی، نبات ≠ جماد
تکلیف، نامیلخواهی، گردنباری، مجبورسازی، واداشتگی
۱. نامیدهشده، نامگذاریشده، مسمی ۲. نوعیغذا
مخاطب قرارگرفتن، خوانده شدن، نامیده شدن
علف، گیاه، نامیه، نبات، نبت
۱. موسوم، نامزد، نامیده ۲. معین