نامعتبرفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیاساس، بیبنیاد، بیپایه، موهوم، مهمل ۲. غیرمعتبر، نامعتمد، ناموثق ۳. بیارزش، بیاعتبار ≠ معتبر
باطل شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ابطال شدن، از اعتبار افتادن، فسخ شدن، لغو شدن، نامعتبراعلام شدن ۲. بیمعنی شدن، بیهوده شدن ۳. ناحق جلوهگر شدن، ناراست قلمداد شدن ۴. ضایع شدن ۵. خط خوردن
بااعتبارفرهنگ مترادف و متضادباارزش، پادار، صاحباعتبار، متمول، محترم، معتبر، معتمد، موثق ≠ بیآبرو، بیاعتبار، نامعتبر