173 مدخل
آمیخته، غشدار، ناسره ≠ خالص
بدیمن، شوم، ناهمایون، نحس ≠ خجسته
۱. دریانورد، کاپیتان، کشتیبان، ملاح ۲. ناخداباور
کشتیبانی، ملاحی، ملوانی
۱. ناخشنود، ناراضی ۲. نادلخوش، ناشاد، ناشادمان ≠ خرسند
ناخنآراستن، لاک زدن، ناخنپیرایی کردن
ناخوشآیند، نامطبوع
ناخالص، ناسره ≠ ناب