نابودفرهنگ مترادف و متضادپایمال، تلف، زایل، محو، مضمحل، معدوم، منهدم، نسخ، نیست، هدر، هلاک، هیچ ≠ هست
نابودیفرهنگ مترادف و متضاداضمحلال، امحا، انحطاط، انقراض، انهدام، زوال، فقدان، فنا، محو، نیستی، هلاک ≠ هستی
مستهلکفرهنگ مترادف و متضاد۱. نیستشده، نحوشده، نابود، نابودشده، نابودگردیده، معدوم، ازمیانرفته ۲. پرداختتدریجی دین
بربادرفتهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پایمالشده، تلفشده، حیفومیل شده، ضایعشده، هدررفته ۲. خرابشده، ویرانشده، منهدمشده ≠ آباد شده، معمور ۳. نابودشده، نیستشده، فناشده، معدومشده ≠ هستییافته
مردهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیجان، درگذشته، متوفا، مرحوم، میت ≠ حی، زنده ۲. خاموش، ساکت ۳. بیروح ۴. بیحس، بیحرکت ۵. قدیمی ۶. ازیادرفته، فراموششده ۷. آبدیده ۸. تیره، کدر، تار ۹. ازبینرفت