ساغر زدنفرهنگ مترادف و متضادساغر کشیدن، شراب خوردن، شراب نوشیدن، بادهگساری کردن، می زدن، باده نوشیدن، بادهنوشی کردن
خمارفرهنگ مترادف و متضاد۱. مخمور، میزده، نشئه، نیمهمست ۲. ملالت هستی، خمارزده ۳. ملول، رخوتزده، کسل، بیحال، رخوتناک