31 مدخل
۱. پایمرد، داور، شفیع، میانگیر، واسطه ۲. رابط
۱. واسطه شدن ۲. شفیع شدن
پایمردی، تعهد، توسط، شفاعت، وساطت، میانگیری، میانهگیری
وساطت کردن، میانجی شدن، میانگیری کردن، میانهگیری کردن
شفیع، میانجیگر، میانجی، واسطه
حدوسط، متوسط، معدل، میانه
پیوندگر، میانجی، واسطه
۱. میانجیگری، وساطت ۲. میانجیگری کردن، وساطت کردن ۳. ازطریق، وسیله
وساطت کردن، میانجیگری، واسطه شدن، وسیله شدن