موافقفرهنگ مترادف و متضاد۱. جور، سازگار، مساعد، هماهنگ ۲. دلپسند، مطلوب، مقبول، دلخواه ۳. مناسب، درخور، شایسته، متناسب ≠ نامناسب ۴. دمساز، متفق، متفقالرای، همدل، همرای، همعقیده، همساز،
موافقتفرهنگ مترادف و متضاد۱. ائتلاف، توافق، رضا، سازش، سازگاری، سازواری، مطابقت، وفاق، وفق، همراهی ۲. همرای شدن، سازوارگشتن ≠ مخالفت
سازهفرهنگ مترادف و متضاد۱. عامل، فاکتور ۲. ساختار ۳. واحد ساختار، عناصر ساختار ۴. واحد نحوی، مولفه (درجمله)