مجال یافتنفرهنگ مترادف و متضادفرصت کردن، فرصت به دست آوردن، وقت کردن، موقعیت به چنگ آوردن، امکان یافتن
مناسبتفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارتباط، بستگی، تناسب، ربط، سنخیت، موافقت، موقعیت ۲. دلیل، جهت، سبب، انگیزه
موردفرهنگ مترادف و متضاد۱. مناسبت، موقع، موقعیت، وضع ۲. مرحله، وهله ۳. زمینه، باب ۴. موضوع، مطلب ۵. محل ورود، مدخل ≠ مخرج، محل خروج
موضعفرهنگ مترادف و متضاد۱. جا، جایگاه، ماوا، محل، مقام، مقر، مکان، موقعیت، موقف ۲. جبهه ۳. رای، عقیده، نظر