موفقیتفرهنگ مترادف و متضادتوفیق، بهرهمندی، پیروزی، توفیق، فیروزمندی، کامروایی، کامیابی، کامکاری ≠ ناکامی
متفقمتفق شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. متحدشدن، یگانه شدن، همرای گشتن، همداستان شدن ۲. عزم کردن، مصمم شدن
موافقتفرهنگ مترادف و متضاد۱. ائتلاف، توافق، رضا، سازش، سازگاری، سازواری، مطابقت، وفاق، وفق، همراهی ۲. همرای شدن، سازوارگشتن ≠ مخالفت
موافقت شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تایید شدن، مورد تایید قرار گرفتن، قبول شدن ۲. تصویب شدن، مصوب شدن، به تصویبرسیدن
موافقت کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. پذیرفتن، رضا دادن، قبول کردن ۲. همرای شدن، همفکر شدن، همراه شدن، سازگار شدن، سازش کردن
پیروزیفرهنگ مترادف و متضاد۱. توفیق، فوز، کامیابی، موفقیت، نجاح ۲. چیرگی، ظفر، غلبه، فتح، فیروزی، نصرت ≠ شکست، ناکامی
کامیابیفرهنگ مترادف و متضادبهرهمندی، تمتع، توفیق، فوز، کامجویی، کامرانی، کامروایی، موفقیت، نجاح ≠ ناکامی