موجهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پذیرفتنی، توجیهپذیر، معقول، منطقی ≠ توجیهناپذیر، ناموجه ۲. معتبر، بااعتبار، صاحب مقام ۳. فهیم، شایسته
متوجه شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. فهمیدن، درک کردن، آگاه گشتن، ملتفت شدن ۲. رو کردن، روی آوردن، رو نهادن ۳. پرداختن ۴. عطف شدن، برگشتن
متوجه کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. آگاه کردن، فهماندن، هشیار ساختن، حالی کردن، متوجه ساختن ۲. متمرکز ساختن، معطوف کردن، معطوف ساختن
معقولفرهنگ مترادف و متضاد۱. پسندیده، روا، شایست، مناسب، موجه ۲. عقلایی، منطقی ۳. دانسته، دریافته ۴. سربهزیر، فرهیخته، مودب ≠ نامعقول
توجیهفرهنگ مترادف و متضاد۱. تبیین، تشریح، توضیح، شرح ۲. موجهسازی ۳. دلیلتراشی ۴. رویآوری ۵. روی آوردن
بیموردفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیجا، نامتناسب، بیمناسبت، پرت، نابجا، نامناسب ≠ بجا، متناسب ۲. ناموجه، توجیهناپذیر ≠ موجه، توجیهپذیر