40 مدخل
بلوند ≠ موسیاه، گندمگون
۱. اجباری، جبری ۲. مجبور
وادارشدن، ملزم شدن، ناگزیر شدن، اجبار شدن
وادار کردن، ملزم کردن، اجبار کردن، ناگزیر کردن
بیاختیار، مقید، ملزم، ناچار، ناگزیر، وادار ≠ آزاد، مختار، مخیر
سابقالذکر، مذکور، نامبرده، یاد شده
موتور
راننده، موتوربان
لاجرم، مجبور، ناچار، ناگزیر
مذکور، مزبور، معزیالیه، نامبرده