32 مدخل
ازآنجمله، ازآنمیان، ازجمله
فلاخن، قلابسنگ، قلماسنگ
آشکار، جلوهگر، جلی، عیان ≠ مختفی
آشکارشدن، جلوهگر شدن، عیان گشتن، منجلی گشتن، متجلی شدن
آشکار کردن، جلوهگری کردن، آشکار ساختن، عیان کردن، تجلی کردن، ظاهر شدن
منجی، ناجی، نجاتبخش
تبخیر شدن ≠ منجمد شدن
بسته، منجمد، منعقد
رهاییبخش، منجی، نجاتبخش، نجاتدهنده