38 مدخل
۱. برآیند، منتجه ۲. منتهی، منجر
۱. نتیجهدادن ۲. منجر شدن، منتهی شدن
سودبرنده، نفعبرنده، بهرهور، بهرهمند ≠ متضرر، خسراندیده، زیانرسیده
برطرف، رد، رفع، نفی، نفیشده، انجامنشدنی
۱. برطرف شدن، از بین رفتن، از میان رفتن ۲. مسکوت ماندن، رها شدن
مواد منفجره
۱. منتفذ، قدرتمند ۲. تاثیرگذار
حاصل، منتج، نتیجه
کشیده، منتج، منتهی، کشیدهشده