مراقبفرهنگ مترادف و متضاد۱. پاسدار، حارس، دیدهبان، دیدهور، گماشته، محافظ، مستحفظ، مهیمن، نگاهبان، نگاهدار، نگهبان ۲. آگاه، گوشبزنگ، مترصد، متوجه، ملتفت، منتظر، مواظب، ناظر ۳. رقیب
مناسبفرهنگ مترادف و متضاد۱. درخور، زیبنده، شایسته، قابل، نیکو ۲. بموقع، جور، سازگار، مساعد، موافق ۳. فراخور، معقول ۴. مشابه، همانند ۵. ارزان، رخیص ≠ نامناسب
مدحگوفرهنگ مترادف و متضادستایشگر، مداح، مدحخوان، مدحتگو، مدحتخوان، مدحتسرا، مدیحهسرا، مدحگستر، مناقبتخوان ≠ هجوگو
محاسنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ریش، لحیه ۲. احسانها، حسنات، حسنها، خوبیها، فضایل، مناقب، نیکوییها، نیکیها ≠ سیئات