محاسبه کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. حساب کردن ۲. شمردن ۳. به حساب آوردن، لحاظ کردن ۴. بررسی کردن، ارزیابی کردن
مناسبفرهنگ مترادف و متضاد۱. درخور، زیبنده، شایسته، قابل، نیکو ۲. بموقع، جور، سازگار، مساعد، موافق ۳. فراخور، معقول ۴. مشابه، همانند ۵. ارزان، رخیص ≠ نامناسب
موردفرهنگ مترادف و متضاد۱. مناسبت، موقع، موقعیت، وضع ۲. مرحله، وهله ۳. زمینه، باب ۴. موضوع، مطلب ۵. محل ورود، مدخل ≠ مخرج، محل خروج
بچگانهفرهنگ مترادف و متضاد۱. مربوط بهکودکان ۲. مناسب کودکان، درخور اطفال، نسنجیده، نپخته، ناپخته، نامعقول، غیرعقلایی