46 مدخل
۱. ارزیاب، شناسا، مفتش، مقوم ۲. شاخص، مشخص ۳. آگاه، دانا
بیزار، بیمیل، ضجور، متنفر ≠ راغب، مایل
بیزارشدن، دلزده شده، متنفر گشتن ≠ راغب شدن، شایق شدن، مشتاق گشتن
بیزار ساختن، متنفر کردن، دلزده کردن ≠ شایق کردن
۱. بیزاریزا، تنفرزا ۲. تنفرآمیز، تهوعآور
آمیخته، درهم، قاطی، مخلوط، مرکب
ممیز، مامورسانسور
علامت، ممیزه، نمودار
۱. ممیزه، ویژگی ۲. اختصاص
کارشناس، مقوم، ممیز
۱. متنفر شدن، مشمئز شدن، وازده شدن ≠ راغب شدن ۲. بیمیل شدن، دلزده شدن