مقاولهفرهنگ مترادف و متضاد۱. معاهده، پروتکل، پیمان، عهدنامه ۲. قرارداد، قولنامه ۳. قولوقرار گذاشتن ۴. گفتوشنود
مقاومفرهنگ مترادف و متضاد۱. استوار، بادوام، سخت، پایدار، ثابت ۲. پادار ۳. متمکن ۴. سرسخت ≠ سست، غیرمقاوم
مقاومتفرهنگ مترادف و متضادابرام، استقامت، استواری، ایستادگی، پافشاری، پایداری، توانایی، دوام، طاقت، قدرت، مدافعه، نیرو، یارایی
سفتوسخت گرفتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. مقاومت کردن، ابرام ورزیدن ۲. جدی گرفتن، قاطعبودن، سختگیری کردن، منضبط بودن، مقرراتیعمل کردن