23 مدخل
۱. فرششده، فرشدار ۲. گسترده
۱. زیرانداز، فرش ۲. جارختخوابی
۱. تحدید، تفکیک، جدا، محدود، افرازشده، مفروزه ۲. پراکنده ≠ مشترک، مشاع
۱. جدا کردن، تفکیک کردن ۲. تحدید کردن، تحدیدحدود کردن
۱. فرضیپنداشته، تصورشده ۲. فرضشده ۳. واجب، واجبشده
۱. پراکندهشده، جداکرده ≠ مقرون ۲. کاسته، تفریق شده ≠ مفروقمنه
خراباتی، خمار، میفروش
انگاشته، متصور، مفروض، موهوم
بادهفروش، شرابفروش، میفروش