معشوقهفرهنگ مترادف و متضاد۱. جانانه، دلبر، دلدار، محبوبه، نگار، یار ۲. رفیقه، فاسق، نشانده ۳. نشمه، نمکرده ≠ عاشق
معوقفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازداشته، عقبافتاده، عقبانداخته، معطل، معوقه، بهتاخیرافتاده ≠ معین ۲. بلاتکلیف، پادرهوا، معلق
معوقفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازداشته، عقبافتاده، عقبانداخته، معطل، معوقه، بهتاخیرافتاده ≠ معین ۲. بلاتکلیف، پادرهوا، معلق