47 مدخل
پناه، پناهگاه، ملاذ
۱. عذرها، پوزشها ۲. بهانهها، دستاویزها
عذرخواه، پوزشخواه، عذرآورنده ≠ پوزشپذیر، عذرپذیر
بااینحال، باوجوداین، معالوصف
۱. درعذاب، ناراحت، دررنج ۲. عذابشده، شکنجهشده
پوزشخواه، پوزشطلب، عذرخواه ≠ معذرتپذیر، پوزشپذیر
۱. معاف کردن، معذور کردن ۲. عذر پذیرفتن
باوجوداین، معالوصف، بااینهمه، معذلک، لیک
معالوصف، معذالک، معهذا
باوجوداین، معهذا