معمور کردنفرهنگ مترادف و متضادآباد کردن، آبادان ساختن، عمارت ساختن، معمورگردانیدن، دایر کردن، آبادان ساختن ≠ خراب کردن، ویران ساختن، بایر کردن
معمولفرهنگ مترادف و متضاد۱. باب، جاری، رایج، معموله، متداول، مد، مرسوم ۲. عادی، متعارف ≠ غیرعادی، نارایج، نامتداول، نامتعارف