16 مدخل
بخشوده، بخشیده
باژگونه، سرنگون، نگونسار، وارون، واژگون
واردشدن، وارونه شدن، برعکس شدن
وارد کردن، وارونه کردن، برعکس کردن
ایثارگر، جوانمرد، معفو ≠ بیگذشت، منتقم، انتقامجو
۱. معاف، معفو ۲. معذور ۳. شادروان، مرحوم، مغفور
انتقامجو، تقاصگیر، منتقم ≠ معفو
۱. سرنگون، معکوس، نگون، نگونسر، وارو، واژگون ۲. کج، کژ، معوج ≠ راست
۱. سرنگون، معکوس، وارونه، واژگونه، واژگون ۲. برعکس، مخالف