مسکرفرهنگ مترادف و متضاد۱. باده، شراب، عرق، مشروب، می، نبیذ ۲. مستیبخش، نشئهزا ≠ خماربخش، خمارآلود، خمارزا
مفلس شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیچیزشدن، معسر گشتن، بینوا گشتن، تهیدست شدن، فقیر شدن ۲. ورشکست شدن، ورشکسته شدن