33 مدخل
۱. آمیخته، سرشته ۲. مخلوطی از چند ماده یا دارو، دارویتقویتی
پیشکار، دستیار، کمک، مباشر، مددکار، ممد، ناظم، نایب، همدست، یار، یاور
۱. نیابت ۲. مددکاری، یاری، کمک ۳. همدستی، شرکت
۱. شرکت کردن، همدستی کردن ۲. کمک کردن، یاری کردن
یاری، کمک، مدد، امداد
آمیخته، خمیره، عجین، معجون
درهم، عجین، قاطی، مختلط، مخلوط، مرکب، معجون، ممزوج، ناسره ≠ سره
آشامیدنی، جلاب، مشروب، معجون، نوشیدنی
۱. معاون، یاریدهنده، یاریگر، یاور ۲. کشنده
۱. معاون ۲. شاعر، شعرباف