80 مدخل
خستو، قایل، مقر، اعترافکننده، اقرارکننده، مذعن
۱. اعتراف کردن، اقرار کردن، خستو شدن ۲. اذعان کردن
۱. خودسران ۲. ستمکاران ۳. نازپروردگان
پیشهور، حرفهدار، کسبه
بازرگان، پیشهور، کاسب
۱. آموزشوپرورش، فرهنگ ۲. حکمتها، دانشها، علوم، معرفتها
خستو، قایل، معترف، اقرارکننده ≠ منکر
اعتراف کردن، اقرار کردن، معترف شدن ≠ انکار کردن
اعتراف، اقرار، تایید، تصدیق، گواهی، معترف
۱. اعترافکننده، اقرارکننده، معترف، مقر ≠ ناخستو ۲. هسته
۱. سخنگو، صحبتکننده، گویا، گوینده ۲. معترف، معتقد، مقر