29 مدخل
پیشکار، دستیار، کمک، مباشر، مددکار، ممد، ناظم، نایب، همدست، یار، یاور
۱. نیابت ۲. مددکاری، یاری، کمک ۳. همدستی، شرکت
۱. شرکت کردن، همدستی کردن ۲. کمک کردن، یاری کردن
۱. امتحان، بازبینی، بازدید، بررسی ۲. مشاهده، بررسی (وضعبیمار)
۱. بررسی شدن، آزمایش شدن ۲. چک شدن
۱. معاون، یاریدهنده، یاریگر، یاور ۲. کشنده
۱. معاون ۲. شاعر، شعرباف
دستیار، کمک، معاون
پیشکار، مددکار، معاون، نایب، وردست، همکار، یار، یاور
جانشینی، قائممقامی، معاونت، نایبی، وکالت