مطلقفرهنگ مترادف و متضاد۱. آزاد، بیقید، رها ۲. تام، تمام، کامل ۳. یکدست، یکسره ۴. خالص ۵. مجرد ≠ مقید
طلاق گرفتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. جدا شدن، مطلقه شدن ≠ طلاق دادن ۲. ازدواج کردن ۳. فسخ عقد کردن (از سوی زن) ≠ عقد بستن، عقد کردن
جدافرهنگ مترادف و متضاد۱. سوا، مستثنا ۲. قطع، وا ۳. تنها، فرد، مطلقه، مطلق، منفرد، مهجور ۴. جداگانه، علیحده، مجزا، منتزع، منفک ۵. ممتاز ۶. متباین ۷. پراکنده، ۸. بریده، گسسته، گسیخته،