خدشهبردارفرهنگ مترادف و متضاد۱. معیوب، ناقص ≠ درست، سالم ۲. لطمهبردار، صدمهپذیر ≠ صدمهناپذیر ۳. مشکوک، شبههناک
مرددفرهنگ مترادف و متضادآشفتهرای، بیثبات، حیران، دودل، سرگشته، متردد، متزلزل، مذبذب، مشکوک، نامطمئن، نگران ≠ مصمم