مشهودفرهنگ مترادف و متضادآشکارا، آشکار، بارز، پدیدار، پیدا، جلی، روشن، ظاهر، محسوس، مرئی، معلوم، نمایان، نمودار، واضح، هویدا ≠ ناپیدا، نامشهود
مشهورفرهنگ مترادف و متضاداسمی، بنام، زبانزد، خنیده نام، پرآوازه، بلند نام، سرشناس، سمر، شهره، شهیر، معروف، نامآور، نامدار، نامور، نامی، نبیه ≠ گمنام
مشهور شدنفرهنگ مترادف و متضاداسمیشدن، سرشناس شدن، شهره شدن، مشتهر شدن، معروف شدن، نامآور گشتن، نامدار شدن، نامورشدن، نامی شدن
بارزفرهنگ مترادف و متضاد۱. آشکار، پیدا، روشن، صریح، مشخص، مشهود، واضح ≠ نامعلوم ۲. برجسته، چشمگیر، مبرز، ممتاز ۳. استثنایی، طراز اول، فوقالعاده
پدیدفرهنگ مترادف و متضادآشکار، آشکار، پدیدار، پیدا، جلی، ظاهر، ظهور، مرئی، مشهود، معلوم، نمایان، هویدا ≠ پنهان، ناپدید، مخفی
پدیدارفرهنگ مترادف و متضادآشکار، پدید، پیدا، جلوهگر، ظاهر، مرئی، مشهود، معلوم، نمایان، نمودار، هویدا ≠ پنهان، نهان
پیدافرهنگ مترادف و متضاد۱. آشکار، آشکارا، بارز، پدید، ظاهر، مرئی، مرئی، مشهود، معلوم، نمایان، نمودار، واضح، هویدا ۲. شناخته، متمایز، مشخص ≠ ناپیدا، نهان
محسوسفرهنگ مترادف و متضاد۱. آشکار، ظاهر، عیان، مرئی، مشهود، ملموس، نمایان، هویدا ۲. حسشده، احساسشده، ادراکشده ≠ نامحسوس