26 مدخل
۱. حوالی، نزدیکی ۲. همسایگی، همجواری
۱. رایزن، مستشار، مشار، مشیر ۲. پیشکار
رایزنی، شور، مشورت، مشاورت
۱. اجرتماهیانه، حقوق، شهریه، مشاهره ۲. اجیر کردن
تدبیر، رای، رایزنی، شور، مشاوره
مشاهرت، حقوق، ماهیانه، شهریه، مقرری (ماهیانه)
رایزدن، رایزنی کردن، شور کردن، مشاوره کردن
مستشار، مشاور