مسندفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسناددادهشده، نسبتداده شده ۲. محمول، محکومبه ۳. مجموعه مدون احادیث ۴. ≠ مسندالیه
مسندفرهنگ مترادف و متضاد۱. اورنگ، تخت، تکیهگاه، سریر، عرش، کرسی ۲. بالش، پشتی، پیشگاه ۳. جاه، مرتبه، مقام ۴. خبر ۵. محکومبه، محمول، مسند
ماندنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اقامت گزیدن، ماندگار شدن، مقیم شدن ۲. توقف کردن، درنگ کردن ۳. درجا زدن ۴. خسته شدن، فرسودهشدن، کوفته شدن ۵. انتظار کشیدن، منتظرشدن ۶. زنده ماندن، زیستن، عمر
اورنگفرهنگ مترادف و متضاد۱. پات، تاج، تخت، دیهیم، سریر، مسند ۲. خدعه، فریب، مکر، نیرنگ ۳. جلال، شان، شکوه، فر